armageddon

بیوگرافی کارکترهای کمبت۷ آرماگدون Sub zero اسم 2 تا برادر هست از نژاد Cryomancers در Outworld که نسل آنها بدلایل نامعلوم از بینرفت و فقط تعداد اندکی از آنها به زمین پناه آوردند و رفته رفته نسلشان با انسان آمیخته شد. برادر بزرگتر بعدها توسط Scorpion کشته شد و در Netherrealm با اسم Noob Saibotدوباره متولد شد. برادر کوچکتر هم با وجود اینکه در Outworld بوجود آمده اما جزو شخصیت های مثبت محسوب میشود و در مبارزات علیه شائو کان به رایدن و دیگر جنگجویان زمین کمک میکند. scorpion در اصل یک انسان زمینی به اسمHanzo Hasashi بود که خودش و خانوادش توسط Sub zero کشته شدند اما توسط خدایانش دوباره در جهنم زاده شد و به زمین برگشت تا انتقام بگیره. در واقع تبدیل شد به یک undead hell spawned ninja spectre روح نینجایی که دوباره در جهنم زاده شده و هیچ گاه از بین نمیرود. پس درست معلوم نیست که Scorpion رو باید زمینی بدونیم ( earthrealm ) یا جهنمی (Netherrealm ) بدونیم. rain پسر یکی از ژنرال های ادنیا بود که توسط شائوکان کشته شده بود اون مدتها در زمین بودونمی دونست اصلتا کجایی هست بهمین دلیل وقتی که نیروهای شائوکان اونو گرفتن حاضر شد با هاشون همکاری کنه ولی بعد کیتانا جریان رو بهش کفت در کنار زمینها با شجاعت جنگید و سرنوشت اون برای همه نا معلومه Reptile اگر اون نبود شاید در پایان تورنمنت اول همه چیز تمام شدهبود اما رپتایل سد راه زمانی ها شد و این عمل اون موجب شد که شانگ تسونگ فرار کنه بعد هم خودش فرار کرد. اون چه درتورنمنت دنیای بیرون چه در زمانحمله به زمین برای شائوکان همه جوره مبارزه می کرد تا شاید شائوکان به قولش عمل کنه و نژاد اونو دوباره سازی کنه اما چنین اتفاقی نیوفتاد چون کسی مقصر اصلی نابودی رپتار هابود خود کان بود . با نابودی کان سیندل برای اون مجازاتی در نظر گرفت که کم هم بود اون مجبور به کار کردن تا آخر عمر در معادن کبالت شد . اما با اومدن شیناک قرار شد در مقابلخدمات رپتایل مردم اون زنده بشناما شیناک هم نابود شد . مدتی بعد خبر زنده بودن کان همه جا پخش شد و رپتایل فدائی درجه یک اون خودش رو برای خدمت آماده کرد اما کان توسط اتحاد مرگبار ظاهرا کشته شد و در اینزمان اون باز هم بدون ارباب شد تا اینکه به یه خون آشام به اسم نیتارا برخورد که به اونماموریت داد تا بازوی مکانیکی سایرکس رو نابود کنه و اون کارش رو انجام داد با این وجود چون نیتارا سر قرارش حاضر نشد رپتایل به یه غار رفت که اون غار محل آخرین تخم اژدها بود این تخم در حال باز شدن بود که رپتایل جلوش ایستاد . مقدارزیادی انرژی از درون اون تخم آزاد شد و بدن رپتایل به بدن دراگون کینگ تبدیل شد اما اگر اوناگا به بدن اصلی خودش برگرده رپتایل هم از این سرنوشتشوم آزاد می شه . Ermac اون مجموعه ای از ارواح بود و در زمانی که شانگ تسونگ تورنمنت رو برگزار می کرد اون به زمین میومد تا در صورت ضعف شانگ تسونگ از روحهای موجود در اون استفاده کنه . اون در زمان حمله شائوکان در کنار کان می جنگید تا اینکه کان شکست خورد و بعد معلوم نشد که کجا رفت بعد ها کنشی اونو ازخدمت کان آزاد کرد .اون با روح لیوکانگ ملاقات کرد و بدلیل دشمنی اون با کان تصمیم گرفت بهش کمک کنه این دو قراره مبارزان زمینی که زیر کنترل اوناگا هستن رو آزاد کنن آیا این دو موفق می شن ؟ ( نکته جالب در مورد ارماک این هست که گفته میشه بوجود آمدنش بعلت یک Glitch در MK1 بوده که رنگ Scorpion اشتباهاً از زرد به قرمز تغییر میکرده و اینباعث شده که سازندگان این شخیصت رو هم در شماره های بعد وارد داستان بکنند. اسم Ermac هم از ERror MACro گرفته شده ! ) Smoke تعریف اول: سومین جنگجوی Lin Kuei بود کهقرار بود به ربات تبدیل شود. بعد از اینکه از یک مأموریت بازگشته بود او و Sub-Zero متوجه شدند که Lin Kuei در حال تبدیل جنگجویان خود به ربات است. هر دو فرار کردند ، ساب زیرو موفق شد اما Smoke بدام افتاد و بزور تبدیل به ربات شد. بعدها او توسط افراد شائو کان در Outworld دستگیر و زندانی شد. او در حالی که دیگر هیچ امیدی نداشت اقدام به از کار انداختن خود کرد. البته بعدها توسط Noob Saibot پیدا شد و دوباره بکار افتاد. تعریف دوم: ور دست سابزیرو بود وقتی اینا از دنیای بیرون برگشتن فهمیدن که همه ی نینجا ها باید رباتی بشن اما این دو قبول نکردن منتها اسموک دستگیر شد و بعد تبدیل به ربات شد و ماموریتش این بود که سابزیرو رو بکشه اما در مبارزه ی نهایی گذشتش رو بیاد آورد به سابزیرو در مبارزه با سکتور و سایرکس کمک کرد بعد ها نوب سایبات اونو در یکی از زندانهای دنیای بیرون پیدا کرد اون هیچی بخاطر نداشت و نوب سایبات اونو برای خودش برنامه ریزی کرد حالا این دو چی کار می خوانبکنن معلوم نیست Cyrax عضو دیگری از Lin Kuei بود که مبدل به ربات شد، او نیز برای از بین بردن Sub-Zero برنامه ریزی شده بود اما توسط او بدام افتاد و برای نابود کردن شائو کان دوباره برنامه ریزی شد و در نهایت در صحرایی از کار افتاد. او بعد ها توسط Sonya و Jax به شکل انسانی خود بازگشت. Sektor زمانی که سابزیرو از دنیای بیرون برگشت با یه گروه ربات در مرکز لین کوئی روبرو شد وقتی ماجرا رو فهمید تصمیم گرفت که فرار کنه با فرار اون لینکوئی دستور کشتن اونو به سه تا از رباتها بنام های سکتور سایرکس و اسموک داد و درست در زمانی سابزیرو توسط هر سه ربات محاصره شده بود اسموک بیاد واقعیت زندگیش افتاد و سابزیرو رو در شکست دادن اون دو ربات دیگه کمک کرد و بعد سابزیرو دو برنامه ی مختلف به به دو ربات دیگه داد و سکتوررو بجنگ سپاه دنیای بیرون فرستاد . بعد از رفتن نیروهای دنیای بیرون سکتور به لین کوئی برگشت اما لین کوئی دیگه وجود نداشت پس سکتور مدتها ناپدید شد تا اینکه پردازندش صدا داد . لینکوئی اونو فراخونی کرد اما ماموریت اون چی بود این بود که مراقب سایرکس باشه تا اون سابزیرو رو بکشه اما سکتور وقتی نیروهای شیناک بهش حمله مله کردن از ماموریتش بازموند . بعد از رفتن نیروهای جهنم سکتور بدلیل آسیبی که پردازندش دیده بود یه ماموریت جدید گرفت و اون کشتن ارباب لینکوئی بعد از این کار یه نفر جلوی نابودی جهان در دستهای سکتور رو گرفت بله سابزیرو اومد و اونو شکست داد اما این پایان کار سکتور نبود اون به ژاپن رفت و قبیله ای از ربات ها بنام تکویین براه انداخت بدون شک سکتور برای خودش می جنگه و اون یه دشمن مشترک برای زمینی ها و اوناگا خواهد بود . Blaze بلیز از نژاد عناصر هست اون یکی از معدود افراد این نژاد هستکه در هزاران سال اخیر دیده شده . بلیز سال ها در جستجوی قدرت تمام دنیای بیرون رو گشتاما به چیزی که می خواست نرسید چون زمانی که وارد یه غار عجیب شد توسط چند جادوگر مامور محافظت از آخرین تخم اژدها شد و اون تا زمانی که تخم شکافته نشه نمی تونهاز غار خارج بشه در نهایت بعد از سال ها انتظار تخم شکافت و بلیز آزاد شد اما آیا این حدث من درسته ؟ آیا اون غول آتشین در والپیپر آرماگدون بلیز هست ؟ آیا اون به قدرتی که می خواسته رسیده یا دراگون کینگ این قدرت رو به اون بخشیده ؟ Kintaro بعد از مرگ ظاهری گورو شوکانها از شائوکان مرگ شانگ تسونگ رو خواستن اما شانگ تسونگ با دادن یک پیشنهاد جالباونا رو منصرف کرد . شانگ گفت ما به زمین حمله می کنیم وبعد فرار می کنیم به دنیای بیرون اونا اگر تا یک هفته نیان به دنیای بیرون و در یک تورنمنت ما رو شکست ندن زمین مال مامی شه . حمله قبول کرد و شوکان ها مبارز جدیدشون رو همراه شانگ و باراکا به زمین فرستادن و اون شخص کسی جز کینتارو نبود که یک شوکان متفاوت بود چون پوست کمر اون مثل ببر بود . در پایان اون توسط لیو کانگ شکست خورد ولی حالا چطوری برگشته ؟ Shao Kahn از موقعی که همگان بخاطر دارن اون یه شرور بتمام معنا بوده .بعد از مسموم کردن اوناگا اون حکومت دنیای بیرون رو بدست گرفت و حملاتش رو شروع کرد اون در ابتدا سرزمین زاترا ( سرزمین نژاد رپتار ها) و سرزمین خون آشام ها رو فتح کرد و کسی از این دو نژاد رو زنده نذاشت غیر یک رپتار بنام رپتایل که با تغییراتی که در حافظه اش داده شد فدایی شائوکان شد ولی بعد ها معلومشد که یک رپتار و یک خون آشامزنده موندن (خاملئون و نیتارا) . بعد از این دو فتح شائو کان سعی کرد که سرزمین ادنیا رو بگیره و این کار رو کرد با کشتنشاه اونجا زن و فرزند اونو تبدیل به ملکه و پرنسس خودشکرد . بعد از این فتح اون بفکر گرفتن زمین افتاد و با فرستادن یک مبارز شوکان بنام گورو و شانگ تسونگ به زمین سعی در فتح مورتال کامبت کرد اما در دهمین تورنمنت که اگر پیروز می شدن زمین مال اونا می شد شکست خوردن اما با یک حیله یجدید اونا مبارزان زمینی رو به دنیای بیرون کشوندن و و با گول زدن اونا کاری کردن که اینمبارزا کارهایی در جهت افزایش قدرتشون بکنه و با این افزایش قدرت اونا به زمین حمله کردن اما شائو کان باز هم شکست خورد . در زمان حمله شیناک به زمین یکی از ژنرال های اون بنام ریکو کشته شد و با فهمیدن این موضوع شائوکان با تبدیل خودش به ریکو به جاسوسی اتفاقای توی زمین افتاد و بعد از شکست شیناک به پادشاهی خودش برگشت . اما بعد از ایجاد اتحاد مرگبار اونا شائوکان رو کشتن اما اون شائوکان نبود بلکه یکی از کلون ها ی اون بود . بعد ها که خبر مرگ گورو به شائوکان رسید اون بدنبال گورو گشت و با اندک قدرتش اونا به دنیا برگردوند و با شوکان برای نابودی دراگون متحد شد . Goro شاهزاده ی شوکان در 500 سالپیش کونگ لائو قهرمان اون زمان زمینی ها رو شکست داد بعد از برد 9 تورنمت در تورنمنت دهم توسط لیوکانگ شکست داده شد و تصور می شد که مرده اما لیوکانگ بازهم در سفرش به دنیای بیرون با اون رو به ور شد اما بعد از شکست دوباره اون تا مدتها در خفا موند تا اینکه بعد از مرگ پدرش دوباره ظاهر شد و این دفعه بعنوان پادشاه شوکان ها در زیر پرچم خوبی ها با نیرو های جهنم مبارزه اما در اصل می خواست خودش رو به لیوکانگ برسونه و اونو بکشه اما چنین اتفاقی نیوفتاد . زمانی که خبر زندهبودن شائوکان به کیتانا رسید اون ارتشی از ادنیا فراهم کرد کهبه شائوکان حمله کنه و اونوبرای همیشه نابود کنه و اینبار ادنیا متحدی داشت بنام شوکان در راس اونا گورو قرار داشت اما با حمله ناگهانی نوب سایبات گورو کشته شد اما جسد اون بجایی دورتر از میدان جنگ پرتاب شد و هرگز پیدا نشد . مدتی بعد شائوکان که متواری شده بود جسد گورو رو پیدا کرد و این دو دوباره در کنار هم برای نابودی تمام دنیا تلاش خواهند کرد . Sheeva زمان حمله شائوکان به زمین ملکه اون باید زنده می موند چون در صورت مرگ اون پورتالباز شده بسته می شد پس یه زن از نژاد شوکان بنام شیوا برای محافظت از اون انتخاب شد ولی بعد از مدتی شیوا فهمید شائوکان با سنتار ها متحد شدهو سنتار ها با کمک شائوکان به سرزمین های شوکان حمله کردن و تعداد زیادی از شوکان ها از جمله پادشاه گورباک رو کشتن با این اطلاعات جدید شیوا برای کشتن شائوکان بره افتاد اما در وسط راه با کانو برخورد کرد که بدلیل شکستی که خورده بود زندانی شده بود اونبه شیوا قول داد که اگه نجاتشبده اونم به شیوا کمک می کنه اما وقتی شیوا کانو رو آزاد کرد کانو به شائوکان در مورد قصد شیوا اطلاع داد و شیوا هم زمانی که وارد اتاق شائوکان شد دو شمشیر در سینه اش فرو رفت و مرد ولی آیا شائوکان اونو زنده کرده یا اینکه اونهم در جهنم بوده و بعداز فرار کوانچی از جهنم اونم برای گرفتن انتقام اومده ؟

شب يلدا

با سلام اگر در صحت و سلامت به سر میرید لطفا به این شمارهپیامک خالی بفرستید . . . .طرح سر شماری جوجه آخر پاییز •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• روی شما مثل هندونه ، خنده هاتون مثل قاچ هندونه ، روزگارتون مثل پوست هندونه ، جیبتونم پر تخم هندونه یلداتون مبارک •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلد ا•.•.•.•.•.•.•.• شب یلدا عزیز هندوونه اگر چه ترش و لیزه هندوونه بهایش را چو پرسیدم ز یارو بگفتا هیس جیزه هندوونه •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• شب یلدا کنار یار بودی به او دلبسته و بیمار بودی شپش هایش گرفتی از سر شب تو ِ نادان مگر بیکار بودی؟ •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• شما را گر شب یلدا بلنده مرا لیست طلبکارا بلنده ولی هندونه ام در شام یلدا سفیدیّش بود چون شیر گاوا انارم ترش و گردوهام پوچه وچشمان زنم افسوس لوچه بود آجیل تلخ و سیب ها کال وقطعاً می شود وارونه ام فال •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک! برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک! •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• بیا ای دل کمی وارونه گردیم برای هم بیا دیوونه گردیم شب یلدا شده نزدیک ای دوست برای هم بیا هندونه گردیم شب یلدا مبارک •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه! •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• من دارم جمعه می رم، فکر نکنمدیگه همدیگر رو ببینیم… منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش… از طرف پاییز – یلدا مبارک •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره. اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا اون وقت لازمت میشه!!! •.•.•.•.•.•.•.•اس ام اس سرکاری شب یلدا•.•.•.•.•.•.•.• چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی؟

agar mamikhahed bimar shavid

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ احساساتتان را بیان کنید. هیجانات و احساساتی که سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماری‌هایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر می‌شوند. سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی می‌تواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم می‌رویم و رازها و خطاهای خود را با او در میان می‌گذاریم! گفتگو، صحبت کردن، کلماتوسیله درمانی قدرتمندی هستند. اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ تصمیم‌گیری کنید. افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی باعث می‌شود که مشکلات و نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند. تاریخ انسان بر اساس تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است. تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است. افراد مردد در معرض بیماری‌های معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند. اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ به دنبال راه حل‌ها باشید. افراد منفی، مشکلات را بزرگ می‌کنند و راه حل‌ها را نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه و بدبینی را ترجیح می‌دهند. روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترین چیزهای جهان را تولید می‌کند. ما همانی هستیم که می‌اندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خود تبدیل به بیماری می‌گردند. اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ در زندگی اهل تظاهر نباشید. کسی که واقعیت را پنهان نگاه می‌دارد، تظاهر می‌کند وهمیشه می‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بر دوش خود قرار می‌دهد. مثل یک مجسمه برنزی با پایه‌های گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن با تظاهر نیست. این گونه افراد زرق و برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بیمارستان ودرد است. اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ واقعیت‌ها را بپذیرید. سرباز زدن از پذیرش واقعیت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه می‌سازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن ورو راست بودن با خود است. کسانی که این را نمی‌پذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاری عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است. اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ اعتماد کنید. کسانی که به دیگران اعتماد ندارند نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمی‌توانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به وجود آورند. آن‌ها معنی دوستی واقعی رادرک نمی‌کنند. بی‌اعتمادی باعث کاهش ایمان فرد می‌گردد. این مطلب را برای دوستانتان بفرستید تا آن‌ها نیز بیمارنشوند!

zemdegy

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه. آموخته ام که... تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردی آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه ای از طرف کودکي، نه گفت آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشيم آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وی آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يکروز نيافريد. پس چه چيز باعثشد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کاملنيست تا زماني که عاشق بشويم آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد

غدیر،پیوند امامت به نبوت و عید اکمال دین

به نام حق


 

غدیر،پیوند امامت به نبوت و عید اکمال دین

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.

در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد:

«هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد:

«امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.»

                                                                                                                                     (سوره مائده، آيه 3 )

سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت:

«بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.»

مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

منابع:
1- قرآن
2- دايره المعارف تشيع، جلد ششم، تهران: نشر شهيد محبي، 1376.
3- دشتي، محمد، جايگاه غدير، قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين (ع)، 1380.
4- دواني،علي، غدير خم: حديث ولايت، تهران: نشر مطهر، 1383.
5- رضواني، علي اصغر، غدير شناسي و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمكران )، 1384

سخنی از امام صادق (ع)برای غدیر

امام صادق(ع) از پدر بزرگوارش حضرت باقر (ع) نقل فرمودند :

((شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد اول روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت دوم روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد سوم روزی که پیامبر (ص) به پیامبری مبعوث شد و چهارم روز عید غدیر خم.))